نظر | پاسخگویی در دیوان عالی چگونه خواهد بود؟

به نظر من، بسیج در دادگاه، ایده ای که می توان گفت کمیسیون را راه اندازی کرد، در این آزمون شکست خورد. این به این دلیل نیست که اضافه کردن قضات یک انحراف اساسی از رویه‌های قبلی است. اضافه و برکناری قضات در قرن نوزدهم، تا حدی به عنوان وسیله ای برای مدیریت حجم کار دادگاه و تا حدی به عنوان وسیله ای برای کنترل دادگاه، یک رویه رایج بود.

در سال 1801، فدرالیست ها دادگاه را از 6 قاضی به 5 قاضی کاهش دادند، تا حدی برای محروم کردن توماس جفرسون، که ریاست جمهوری را به دست آورده بود، اما هنوز سمت خود را نگرفته بود، از یک انتصاب محروم کردند. در سال 1802، دموکرات-جمهوریخواهان جفرسون مجدداً کرسی ششم را به دست آوردند و در سال 1807 یک کرسی دیگر اضافه کردند. در سال 1837، دادگاه به 9 قاضی افزایش یافت. در سال 1863، جمهوری خواهان تحت رهبری آبراهام لینکلن، دهمین کرسی را اضافه کردند و در سال 1866، پس از ترور لینکلن، کنگره آن را به هفت کرسی کاهش داد تا از تعیین تاریخ توسط اندرو جانسون جلوگیری شود. دادگاه در سال 1869، زمانی که اولیس اس. گرانت، جمهوری خواه، ریاست جمهوری. این جایی است که از آن زمان تا کنون نشسته است.

از این منظر، تلاش‌های FDR برای بسیج در دادگاه در سال 1937 تقریباً همان نقضی نبود که انجام شده بود، و همچنین یک شکست کامل نبود. این کمپین موفق شد دادگاه را متقاعد کند که بخش اعظم نیودیل را بپذیرد، اما از نظر سیاسی به روزولت آسیب رساند و حزب او را متلاشی کرد. از آن زمان، اصلاح دادگاه با افزودن قضات به یک تحریف تبدیل شده است، اگرچه هنوز در سطح ایالتی انجام می شود، زیرا جمهوری خواهان در سال های اخیر کرسی هایی را به دادگاه های عالی آریزونا و جورجیا اضافه کرده اند.

اما نمی توان با اضافه کردن قضات دادگاه را اصلاح کرد. شما در حال تغییر موازنه قوا با کمک به مشکل اساسی هستید: تبدیل دادگاه به نهادی غیرقابل اعتماد و به راه انداختن چرخه ای از اقدامات تلافی جویانه با عواقب نامعلوم. اگر دموکرات‌ها بتوانند لایحه‌ای را برای افزودن قاضی‌های جدید تصویب کنند، جمهوری‌خواهان پس از بازگشت به قدرت، آن را مطابقت می‌دهند یا لغو می‌کنند و غیره. برای اینکه راه حل پایدار بماند، باید فراتر از این لحظه در سیاست آمریکا قابل دفاع باشد. بسیاری از ایده های دیگر از این آزمون عبور می کنند.

بیایید با آسان شروع کنیم: محدوده محدوده. انتصاب مادام العمر در بیشتر تاریخ آمریکا به معنای امروز نبود. این کمیسیون خاطرنشان می کند که تا دهه 1960، میانگین مدت خدمت در دادگاه 15 سال بود. اکنون 26 سال گذشته است – و شاید در حال افزایش است. با افزایش سهم حزبی برای نامزدی در دادگاه عالی، طول عمر یک تغییر دهنده دیگر بازی تغییر دهنده دیگری شده است: احزاب به دنبال جوانترین قاضی هستند که می توانند به طور معتبر انتخاب کنند تا اطمینان حاصل کنند که نامزدها قدرت را در آینده به دست خواهند آورد.

بدتر از آن، چون قضات از نظر استراتژیک بازنشسته هستند، قدرت در دادگاه اکنون بعداً در دادگاه قدرت ایجاد می کند. همانطور که کمیته اشاره می کند، ترامپ “در دوره چهار ساله خود سه قاضی منصوب کرده است؛ اسلاف دموکرات بلافصل او، رئیس جمهور باراک اوباما، بیل کلینتون و جیمی کارتر، در مجموع بیست سال ریاست جمهوری، تنها چهار انتصاب را انجام دادند.” قرارهای مادام العمر برای منزوی ساختن قضات از سیاست بود. در عوض، آنها موتورسیاسی دربار شدند.

Claudia Larsen

پیشگام وب. خالق حرفه ای درونگرا. پزشک آبجو. شیطان متعصب تلویزیون.

تماس با ما